تبلیغات
نوشته هام - تقدیم به کسی که خاطرات مرده ام را زنده کرد

کسی با چشمان زیبایش نگاهم کرد
نگاهش را نفهمیدم ولیکن بی قرارم کرد

خودش از جنس دریا بود ,دلش ساده ,من او را یاس نامیدم
به یاد گرمیِ احساس ,دو چشمان نجیبش را پرستیدم

چه زیبا بود,پاک ,بی آلایش مثل قطره باران
صدای دلربایی داشت حتی مهربانتر از آرام

خدا داند چه شبهایی به شوق دیدنش تا صبح نخوابیدم
نمی دانم چرا اما من او را دریاچه ای از یاس میدیدم

ولی او بیگانه با غم بود نمی دانست شکستن چیست
کسی را در به در کردن و معنای حقارت چیست

چقدر سخت است گلِ خود را درون باغ دیگران دیدن
و سختر آنکه از ترس چیدنش هرروز لرزیدن




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 دی 1389 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : rezanamazyi
telegram ID: reza_nmzi
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است
بین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر است



من به دنبال کس‍ی بودم که "دلسوزی" کند

همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است



من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد

سر نوشت "رازداری"، دار باشد بهتر است!



خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است

از همان روز نخست آوار باشد بهتر است



گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن

گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ