تبلیغات
نوشته هام - میخوامت
در رو باز کرد و رفت عقب 
چشماش رو از من دزدید...
لبخند تلخ
بی اخیار به سمت هم قدم برداشتیم
بستن چشمای قشنگش نشونه این بود احساس ارامش از تو اغوش بودنم داره
چشام رو کاملآ بستم
-دوستت دارم
-منم
-پیشم بمون
- میمونم 
-تا کی
- تا همیشه
-میخوامت رضا
لبهام روی لبهاش لغزید
داستاش به کمرم بود
سرش روی سینم با چشمای بسته
-برو نمیتونم نگات کنم
-چرا
-نمیدونم... خجالت
خداحافظی بدون وداع و خروج بی صحبت من از در


سخن از پیوند سست دو نام
و هم آغوشی در اوراق کهنه یک دفتر نیست
سخن از گیسوی خوشبخت من ست
با شقایق های سوخته بوسه تو
و صمیمیت تن هامان در طراری
و درخشیدن عریانیمان
مثل فلس ماهی ها در اب
فروغ فرخزاد




نوشته شده در تاریخ جمعه 2 دی 1390 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : rezanamazyi
telegram ID: reza_nmzi
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است
بین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر است



من به دنبال کس‍ی بودم که "دلسوزی" کند

همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است



من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد

سر نوشت "رازداری"، دار باشد بهتر است!



خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است

از همان روز نخست آوار باشد بهتر است



گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن

گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ