تبلیغات

تصویر ثابت

نوشته هام - جور دیگری

از من تو را فراخواندم.این بار با حرفی دیگر،لحنی دیگر و تو تنها کسی هستی که خوب می دانی از چه نالانم.می خواهم تو را سپاس بگویم برای شادیی که به دشمنانم ارزانی ‫داشتی.کوچکتر از آنم که تو را نصیحت کنم ولی تو را تحسین می کنم به خاطر افزودن خروار خروار سرور به مسروران دنیا دیده ای که خود را از شادی اشباع شده میبینند.

‫کفر نمی گویم حقیقت است. حقیقتی است که سالهای سال آن را در گنجینهٌُ قلبم پنهان داشتم تا مبادا مدرکی شود به دست کفار.کفاری که دندان تیز کرده اند برای کوچکترین نشان از بی عدالتی تو ‫تا پروندهٌ ستیز را به نفع خود خاتمه یافته‫ اعلام کنند. من دگر از تو هیچ نمی خواهم. می خواهم بجنگم برای آنچه که آرزویش را به دنبال خود می کشم. می جنگم نه با تو بلکه با خود.... کافر نمی شوم از آن توام و از آن تو باقی خواهم ماند.

‫این نخستین باری است که با تو چنین سخن گفته ام. عشقم را با نفرتت بر میزان عدالت نهادم و انگاه بود که پی بردم قدرت تنفر تو از عشق من بسی بالاتر است. باز خود را به دست سرنوشت می سپارم، سرنوشتی که برایم تار و نامعلوم است. آغازم بد بود، راهم بد، پایانش چه خواهد شد؟؟!!.. بی تفاوت لبخند می زنم ولی این را بدان که همیشه لبخند نشان خوشبختی نیست........





نوشته شده در تاریخ شنبه 25 آذر 1391 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : rezanamazyi
telegram ID: reza_nmzi
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است
بین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر است



من به دنبال کس‍ی بودم که "دلسوزی" کند

همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است



من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد

سر نوشت "رازداری"، دار باشد بهتر است!



خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است

از همان روز نخست آوار باشد بهتر است



گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن

گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ