تبلیغات
نوشته هام - خاطره

سلام....
داره سال تحصیلی بوش میاد ...

2 سال از دوران دبیرستان رو درس خوندم تا دانشگاه و رشته خوبی قبول شم و حالا تلاشم به بار نشست
رفتن از این شهر و دوری از خانواده سرمایی رو برام نوید میده که زود تر رسیده و رسوخ شده تو بدنم

شاید فرصتی باشه واسه اینکه آماده بشم برای شرایط سخت ترِی که تو زندگی هستش
بزرگ شدم و نفهمیدم چقدر این زمان زود گذشت
همه خواستن و دوس داشتن ها فراموش شد و فقط خاطها موند
اینم یه روز میگذره و خاطره هاش میمونه





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 20 شهریور 1392 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : rezanamazi73

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین نقطه دنیا بشوی

ساده نگذشتم ازین عشق ... خودت می دانی ...

من زمین گیر شدم تا تو ... مبادا بشوی

آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد :

چوب ما را بخوری ورد زبان ها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم ، کاش ... تو دریا بشوی

دانه برفی و آنقَدر ظریفی که فقط ...

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از " وامق " و " مجنون " شده است

می توانی عذرا باشی ... لیلا بشوی !

می توانی فقط از زاویه یک لبخند

در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد ازین ، مرگ ، نفس های مرا می شمرد

فقط از این نگرانم ... که تو تنها بشوی

- مهدی فرجی -

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ