تبلیغات
نوشته هام - خیالت را بگو ؟

خیالت را بگو ،
دست از سر افسرده جانی و 
پریشان خاطری چون من
نمی خواهد که بردارد؟

خیالت را بگو ،
اینجا کسی هر شب
دلش تنگ است
هوای سینه اش ابری و بارانیست
و سازش با نوای آه و اندوهش هماهنگ است

خیالت را بگو ،
اینجا کسی دلتنگ دلتنگ است

ارشیو کمانچه ی استاد کیهان کلهر

01 Improvisation I
02 Alli Turnam
03 Improvisation II
04 Deli Dervi
05 Daldalan Bar
06 Improvisation III
07 Kula Kulluk Yak r M
08 Improvisation IV
09 Improvisation V
10 The Wind




نوشته شده در تاریخ جمعه 21 شهریور 1393 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : rezanamazi73

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین نقطه دنیا بشوی

ساده نگذشتم ازین عشق ... خودت می دانی ...

من زمین گیر شدم تا تو ... مبادا بشوی

آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد :

چوب ما را بخوری ورد زبان ها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم ، کاش ... تو دریا بشوی

دانه برفی و آنقَدر ظریفی که فقط ...

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از " وامق " و " مجنون " شده است

می توانی عذرا باشی ... لیلا بشوی !

می توانی فقط از زاویه یک لبخند

در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد ازین ، مرگ ، نفس های مرا می شمرد

فقط از این نگرانم ... که تو تنها بشوی

- مهدی فرجی -

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ