تبلیغات
نوشته هام - با من بمان ...
با من بی کس تنها شده ، یارا تو بمان 
همه رفتند ازین خانه ، خدا را تو بمان 
من بی برگ خزان دیده ، دگر رفتنی ام 
تو همه بار و بری ، تازه بهارا تو بمان 
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من 
بنگر این نقش به خون شسته ، نگارا تو بمان 
زین بیابان گذری نیست سواران را ، لیک 
دل ما خوش به فریبی است ، غبارا تو بمان 
هر دم از حلقه ی عشاق ، پریشانی رفت 
به سر زلف بتان ، سلسله دارا تو بمان 
شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم 
پدرا ، یارا ، اندوهگسارا تو بمان 
سایه در پای تو چون موج چه خوش زار گریست 
که سر سبز تو خوش باشد ، کنارا تو بمان



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 بهمن 1393 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : rezanamazi73

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین نقطه دنیا بشوی

ساده نگذشتم ازین عشق ... خودت می دانی ...

من زمین گیر شدم تا تو ... مبادا بشوی

آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد :

چوب ما را بخوری ورد زبان ها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم ، کاش ... تو دریا بشوی

دانه برفی و آنقَدر ظریفی که فقط ...

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از " وامق " و " مجنون " شده است

می توانی عذرا باشی ... لیلا بشوی !

می توانی فقط از زاویه یک لبخند

در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد ازین ، مرگ ، نفس های مرا می شمرد

فقط از این نگرانم ... که تو تنها بشوی

- مهدی فرجی -

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ