تبلیغات
نوشته هام - با من بمان ...
با من بی کس تنها شده ، یارا تو بمان 
همه رفتند ازین خانه ، خدا را تو بمان 
من بی برگ خزان دیده ، دگر رفتنی ام 
تو همه بار و بری ، تازه بهارا تو بمان 
داغ و درد است همه نقش و نگار دل من 
بنگر این نقش به خون شسته ، نگارا تو بمان 
زین بیابان گذری نیست سواران را ، لیک 
دل ما خوش به فریبی است ، غبارا تو بمان 
هر دم از حلقه ی عشاق ، پریشانی رفت 
به سر زلف بتان ، سلسله دارا تو بمان 
شهریارا تو بمان بر سر این خیل یتیم 
پدرا ، یارا ، اندوهگسارا تو بمان 
سایه در پای تو چون موج چه خوش زار گریست 
که سر سبز تو خوش باشد ، کنارا تو بمان



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 بهمن 1393 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : story_of_rezas_life
telegram ID: rezanamaziy


یارم به یک لا پیرهن

خوابیده زیر نسترن

ترسم که بوی نسترن مست است و هشیارش کند



ای ماهتاب آهسته‌تر

از بام قصدش کن، گذر

ترسم صدای پای تو از خواب بیدارش کند

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ