تبلیغات
نوشته هام - دکلمه های خسرو شکیبایی
آمدی آندم به دیدارم که دیگر دیر بود / گفتی از بودن ولی رفتن مرا تقدیر بود
دست سرنوشت بر سر راهش چاله ای کند
در چاله افتاد, خاک او را زندانی کرد
سرنوشت این است، او هم اسیر خاک شد...

روحش شاد


khosro


چند دکلمه با صدای زنده یاد خسرو شکیبایی

برای داونلد روی اسم آهنگ كلیك كنید و بعد از باز شدن صفحه جدید روی Download file  كلیك كنید.

دلم گرفته

آفتاب میشود

علی کوچیکه

خسته ام خسته

سراغ شعر میروم

سلامی دوباره

هدیه

تولدی دیگر




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 18 آذر 1388 توسط رضا
درباره وبلاگ
خیلی وقت بود دلم نلرزیده بود تا اینکه نگاه سخت تو مرا دیوانه کرد با تو هستم !! تو خودت را میگویم از تو میخواهم با من بیگانه شوی تا هر روز دیوانه تر شوم !! در کنارم نفس نکش تا محتاج تر شوم نگاهت را بی من ندوز تا نابینا تر شوم
رضا م خیلی خوشحالم که داری متن من رو میخونی مرسی که اومدی حالا اتفاقی یا اینجا برات یه تسکین درده نمیدونم اما میخوام که بازم سر بزنی

ID yahoo : real_kingboy
e-mail: real_soltanboy_4848@yahoo.com
facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi

شعر ماه :
آمدی،جانــــــــم به قربــــانت ولی حــالا چرا؟

بی‌ وفا حـــــالا که من افتـــــاده‌ام از پــا چرا؟

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمــــــدی

سنگدل این زودتـــر می‌خواستی ،حـــالا چرا؟

عمر ما را مهلت امـــروز و فردای تو نیست

من که یک امروز مهمـــــان توام ،فردا چرا؟

نازنینا مـــــا به نـــــــــاز تو جـــوانی داده‌ایم

دیگر اکنون با جوانــــــان ناز کن با ما چرا؟

وه که با این عمــــــــــرهای کوته بی اعتبار

این همه غافل شدن از چون منی شیدا چرا؟

شور فرهادم بپرسش سر به زیر افکنده بود

ای لب شیرین جــــــــواب تلخ سر بالا چرا؟

ای شب هجران که یکدم در تو چشم من نخفت

اینقدر با بخت خـــــــــواب آلود من ،لالا چرا؟

آسمان چون جمع مشتاقان پـــریشان می‌کند

در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیــــــــا چرا؟

درخـــــــــزان هجر گل، ای بلبل طبع حزین

خامشی شرط وفـــــــاداری بود ،غوغا چرا؟

شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کـــــــــردی سفر

این سفر راه قیــــــــامت می‌روی ،تنها چرا؟

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین

نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ