تبلیغات
نوشته هام - عشق

با تو حرف هایم تمامی ندارد
این شب ها با چه اشک هایی بر روی دفترم رود کارون می سازم
و تو با دیگران به خنده مشغولی !!
گاه گاهی از کوچه ی قلبم گذری کن
من چه انتظار ها میکشم تا خوابت را ببینم
اگر بدانی شاید دلت به رحم امد ولی چه معلوم ...
کاش بدانی چه کشیدم وقتی تو رفتی چند بار مردم
وقتی تو رفتی چند بار به زندگی لعنت دادم
اگر این ها را بدانی شاید دلت به رحم اید

یاد تو هرجا که هستم با منه
داره عمر من رو اتیش میزنه




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 17 خرداد 1389 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : rezanamazyi
telegram ID: reza_nmzi
رو به روی پنجره دیوار باشد بهتر است
بین ما این فاصله "بسیار" باشد بهتر است



من به دنبال کس‍ی بودم که "دلسوزی" کند

همدمم این روزها سیگار باشد بهتر است



من نگفتم آنچه حلاج از تو دید و فاش کرد

سر نوشت "رازداری"، دار باشد بهتر است!



خانه ی بیچاره ای که سرنوشتش زلزله است

از همان روز نخست آوار باشد بهتر است



گاه نفرت حاصلش عشق است، این را درک کن

گاه اگر از تو دلم بیزار باشد بهتر است

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ