تبلیغات
نوشته هام - کلاغ پر

نگاه تو در شیشه ی پرواز درونم باز شد و آزادانه و بی پروا در اسمان سیاه دلم گشت میزد انگار نه انگار سیاهی شب را فرا گرفته کلاغ ان شب که در سیاهی محو شده بود بدون دیده شدن پرواز میکرد تا پرنده ی نگاه تو را به دام اندازد و اینطور داستان پریدن کلاغ شروع شد ! کلاغ پرید

 

کلاغ پر

جز تو تموم دنیا پر

هر کسی غیر از زیبا پر

شعرای عاشقانه پر

قصیده پر ترانه پر

اسم تو در میون باشه

معجزه و بهانه پر

پروانه پر پرنده پر

بازنده پر برنده پر

چشمای خیس گریه پر

لبای غرق خنده پر

افتاب داغ طهرها پر

کسایی که دیوونتن

اون عاشقای رسوا پر

شکایت گله پر

غصه و شادیم پر

کلاغ توی قصه هایم پر

نامه ی من پر

صدای چک چک اشکا پر

نگاه رسوای من چی ؟

نگو پر میشه !!

اون که بالی نداره ؟

بذار کنارت بمونه

خسته شده شکایتی کم نداره

حس پروازو تو ابرا نداره

پس کلاغ سیاه دلم پر




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 24 تیر 1389 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : rezanamazi73

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین نقطه دنیا بشوی

ساده نگذشتم ازین عشق ... خودت می دانی ...

من زمین گیر شدم تا تو ... مبادا بشوی

آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد :

چوب ما را بخوری ورد زبان ها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم ، کاش ... تو دریا بشوی

دانه برفی و آنقَدر ظریفی که فقط ...

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از " وامق " و " مجنون " شده است

می توانی عذرا باشی ... لیلا بشوی !

می توانی فقط از زاویه یک لبخند

در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد ازین ، مرگ ، نفس های مرا می شمرد

فقط از این نگرانم ... که تو تنها بشوی

- مهدی فرجی -

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ