تبلیغات
نوشته هام - نامه ی اول

یک شنبه  28 /شهریور/ 1389  " گلایه برنگشتنت "

یا تو یا هیچ کس شاید تنها دروغی است که هر کس لااقل یک بار در عمرش ساده آن را گفته است .
عدالت نیست اما می نویسم انقدر تسلیمت می شوم تا تسلیم شوی٬ از بس بزرگت کردم کوچک شدم ٬
نه کسی مرا رساند و نه من کسی را رساندم . شاید دلیلش این بود که از بچگی کسی تقلب یادم نداده بود ٬
کسی می گفت آن ها که تقلب بلدند بیشتر می توانند به
هم برسانند ٬ در کودکی کدس ها را و اگر در بزرگی شان بزرگ باشند آدم ها را . هنوز بلاتکلیفم مثل سیم (( ر )) در گیتار . شبی که عین همیشه عطر همزبانیت دنیا را گیج کرده است .
زمانی که عاشق کسی هستی رهایش کن اگر عاشقت باشد برمیگردد و اگر بازنگشت بدان او هرگز دوستت نداشته است .




نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 شهریور 1389 توسط رضا
درباره وبلاگ
من به تنگ آمده ام از همه چیز بگذارید هواری بزنم ... - فریدون مشیری -

facebo0k : www.facebook.com/reza.namzi
instagram : rezanamazi73

می توانی بروی قصه و رویا بشوی

راهی دورترین نقطه دنیا بشوی

ساده نگذشتم ازین عشق ... خودت می دانی ...

من زمین گیر شدم تا تو ... مبادا بشوی

آی ! مثل خوره این فکر عذابم می داد :

چوب ما را بخوری ورد زبان ها بشوی

من و تو مثل دو تا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم ، کاش ... تو دریا بشوی

دانه برفی و آنقَدر ظریفی که فقط ...

باید از این طرف شیشه تماشا بشوی

گره عشق تو را هیچ کسی باز نکرد

تو خودت خواسته بودی که معما بشوی

در جهانی که پر از " وامق " و " مجنون " شده است

می توانی عذرا باشی ... لیلا بشوی !

می توانی فقط از زاویه یک لبخند

در دل سنگ ترین آدم ها جا بشوی

بعد ازین ، مرگ ، نفس های مرا می شمرد

فقط از این نگرانم ... که تو تنها بشوی

- مهدی فرجی -

كد آهنگ جدید

پخش موزیك آنلاین


نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت

كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ